دسته
www.mojahedin.org
وبلاگ نویسی خاطرات زنان مجاهد زنجانی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2414
تعداد نوشته ها : 14
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
GraphistThem229


کاری از:
نفیسه پیرصالحی، زینب طاهری، زهرا کرکوکلی از آموزشگاه غیر دولتی افق قرارگاه ریحانه از استان مقدس قم.
دسته ها :
"من زنده ام" نویسنده: معصومه آبادی

و کتابی دیگر:"نیمه پنهان خرمشهر"

کتاب " آن بیست و سه نفر" : خاطرات خودنوشت آقای احمد یوسف زاده از دوران اسارت 19 نو جوان کرمانی و 4 نوجوان دیگر است که در عملیات آزاد سازی خرمشهر توسط ارتش بعثی به اسارت درمی آیند
نویسنده در این کتاب شرح هشت ماه ابتدایی اسارت و اتفاقاتی که برای این گروه بیست و سه نفره افتاده از جمله ملاقات با صدام در کاخ ریاست جمهوری عراق را روایت کرده است.
دسته ها :


بازدید از خانه امام خمینی(ره)-جماران
دسته ها :


قلمی از سرکار خانم عابدی خطاب به جوانان امروز.
دسته ها :







کلام رهبر خطاب به زنان فداکار کشور :سلام خدا بر بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه الزهرا و برهمه ی زنان بزرگ صدراسلام و بربانوان از جان گدشته ی ایران اسلامی
دسته ها :


(شهید مهدی ال قبیش )همسرخانم عابدی
که هفت ماه پس از ازدواج باخانم به شهادت رسید
دسته ها :
نمونه خاطرات ایشان:تلخ ترین خاطره
از زبان خانم عابدی :بدترین و تلخ ترین خاطره زمانی بود که دو تن از دوستانم به نام شهناز حاجی شاه و شهناز محمدی زاده در راه رضایت خدا و دفاع از میهن جان خود را فدا کردند و جلوی چشمانم پرپرشدند آنها دو تن از دوستان بسیار صمیمی من بودند و از دوران بپگی باهم بودیم یادشان بخیر و روحشان شاد امیدوارم هیپکس خون آنهارا پایمال نکند و یادشان را در برابر هجومات دشمن در امان دارد ...انشالله
دسته ها :




یادواره صفیران گمنام با حضور سرکار خانم عابدی در آموزشگاه افق
دسته ها :


سرکار خانم خدیجه عابدی مبارز و امدادگر ....متولد سال 1337که در دوران جنگ 19ساله بوده اندوقدم های بزرگی برای جامعه اسلام برداشته و به پیروزی یک ملت کمک کرده اند
دسته ها :
به نام نامی الله
دورانی بود که کسی به سن توجهی نداشت جانش را فدا میکرد و در هر سنی حتی  بدون صلاح دست هایش را مشت و فریاد آزادگی سر میدادند و بسیاری از این مبارزان خانم ها بودند که یکی از خانم ها (سرکارخانم عابدی )بودند که مبارز دوره انقلاب در شهر خرمشهر بودند فعالیت های قبل از جنگ ایشان عبارت بوداز(فعالیت در مکتب های قرآنی و تدریس بوده است)بعد از شروع جنگ ایشان به مبارزه پرداختند وظیفه اصلی ایشان مبارزه و امدادگری بوده است همچنین مهمات را درمساجد نگهداری میکردند ایشان مسئول مکتب بودند نام پدرشان عیسی بود و در همان دوران جنگ هفت ماه پس از ازدواجشان همسرشان (اقای مهدی ال قبیش )به شهادت رسیدند ....
ایشان پس از محاصره سنگین آبادان به سمت تهران-جماران حرکت کرده تا خبر کمبود مهمات را به امام خمینی (ره)باتوجه به خیانت بنی صدر بدهند ....از راه هور به سمتتهران میروند و به علت عدم داشتن پول طلاهای خ.د را فروخته و اتوبوسی اجاره کرده به همراه زنان به تهران رفتند به طرف مجلس که رفتند جلوی آنان را گرفتنداما به علت سعی بسیار با سخنرانی زینب وار خانم عابدی در مجلس را گشوده و پس ازآن به طرف جماران حرکت کردند....در ابتدا به آن ها اجازه ی ورود نمیدادند و میگفتند شما چند روزی در راه بودید خبر دوروز پیش قدیمی شده است ما خبر یک ساعت پیش را به امام داده ایم به همین علت خانم عابدی درخواست کردند فقط امام را ببینند و آن ها قبول کردند اما پس از ورود و بوسیدن دست امام از روی عبا خانم عابدی شجاعانه تمام خبر هارا به امام رساندند ....و در آن زمان بود که امام خمینی (ره)دستوردادند باید حصر آبادان شکسته شود
قسمتی از سخنان خانم عابدی:
دوران سخت و بدی بود دوستان زیادی در جلوی چشمانم جان دادند از جمله خانم شهناز حاجی شاه و شهناز محمدی ......حتی عروسی دوستم به عزا تبدیل شد این صبر هارا خانم زینببه ما اموختند یکی از دوستانم وقتی برای امداد گری به درمانگاه رفته ب.دندنام یازده تن از خانواده درجه یکشان که شهید شده بودند را دیدند اما باز همصبوری کردند من از سیزده سالگی در متکب ها حضور داشتم و در دوران جنگ نوزده سال داشتم و بعد از پیروزی حوزه علمیه تاسیس کردم و تدریس هم داشتم ....
نصیحتی به دختران این جامعه :در آن دوران جنگ و مبارزه سرگرمی دختران بود و شهادت برنده شدن در این مبارزه و فقط جنگیدند تا حجاب فاطمی را رعایت کنند نصیحت که قابل نیسم اما خواهشمندم حیا و عفت پیشه کنند و از خود سازی به ملت سازی برسند و دنبال مد لباس نروند تفکرشان خدایی باشد....
دسته ها :
X